مهمونی خونه عمه حمیده

سلام نفسم
دیروز صبح خونه عمه حمیده جلسه قرآن بود که ماهم رفتیم ناهار
هم نگهمون داشتن .(خیلی خوشحال شدیم)

شیطون مامان خونه عمه یه آبروزیی کردی که نگو ونپرس.
توبغل یکی ازهمسایه ها نشسته بودی ،که بعد ازکلی نگاه
کردنبه اینور واونور وکنجکاوی استفراغ کردی تو هیکل طرف
(ببخشد عزیزان خواننده بچه اس دیگه) حالا اون بنده خدا
همازاون جا می خواست بره مهمونی که شما تیریپ عطر و
ادکلونیشو بهم زدی ،خیلی خجالت کشیدم. ماهم با شرمندگی
راهیشون کردیم.

فکر کنم این مهمون پاگشای من و تو بوده آخه ما رو پاگشا نکردن با
یه تیر دونشون زدن.
حالا به هر مناسبتی که بود خیلی خوش گذشت ودستشون درد نکنه.

عکسا هم تو ادامه مطلبه

![]()

![]()

![]()

![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمونی خونه عمه حمیده
